عبد الله قطب بن محيى
52
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مىيابد ! خوبىهاى گوناگون كه بر عرصهء هامون پهن كرده ، دانهاى است كه جهت صيد قلوب بنىآدم ريخته ، شباك تعلّقات گسترده در خلف دام آرام گرفته ! چون مرغ دل ميل دانهء لذات كرد ، شباك در دست و گردنش افتاد ، صياد بر سرش تاختن آورد و به كارد ناكامى كامش بريد و به چنگال مصائب بال و پرش بركند و به آتش غم كبابش كرد ! و اينك آن در زير دندان او است و او را مىخايد ! نه هركس خود را دل شكسته و در فشار و تنگى مىيابد ، اثر بىمؤثر نمىباشد ، اين فشار در كام او مىيابد و اين شكست در زير دندان او ! اگر كام و دندان نمىبينيد ، از اثر او بر او استدلال كنيد : « دست ناپيدا گريبان مىكشد » اگر گوشت را ادراك بودى در زير دندان ما زيادت از اين درد نمىيافت كه دل ما در اين فشار درمىيابد . پس چرا باور نداريم كه در زير دندانى گرفتاريم ، هر شكست و تنگى و فشار كه آدمى در خود مىيابد ، بداند كه از آن است كه در چنگال و دندان او است . و مادام كه او را فرونبرده ، ممكن است كه او را از چنگ او بيرون آورند و كسرها كه يافته جبر [ ان ] كنند و به اصلاح آورند . و اين در مدّت حيات است كه هنوز در ظاهر هستى است ؛ اما چون امّ عفريت او را فروبرد و به هاويهء بطن او كه باطن همين هستى است پيوست ، آنگاه اميد يكباره از او منقطع شد ! و مراتب تقلّبات او در دركات آن هاويه و استحالات كه او را آنجا روى نمايد جز خداى عزّ و جلّ نمىداند . به عالم فراموشان مىافتد و كس ديگر روى او نمىبيند . نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ « 1 » و العياذ باللّه العظيم من مقامات الفاسقين فى اطوار الجحيم حين يركبون طبقا عن طبق . هر غمى و بلايى و محنتى كه در جهان مىرسد ، اندك تبشى است از آن آتش كه در هاويه آماده است ! دنيا دهنهء دوزخ است ، چگونه حرارت دهن و قوّت نضج و استحاله كه در او است از جهت پيوندى است كه به معده دارد و حرارت كبرى كه مبدأ استحاله و انكسار كلى
--> ( 1 ) . سوره نوح ، آيه 67 « خدا را فراموش كردند ، پس [ خدا هم ] فراموششان كرد » .